چه کسی به تو تجاوز کرده است- آماندای من!- که نطفه از سکوت ، بار برداشته ای؟
آماندای من! چه کسی ؟
قد قوت اعصاب بنی بشری کوتاه است. آماندا!... کدام سکوت را دیدی که در فاجعه ای دهشتناک سر ریز نکرده باشد ، که ایمان آورده باشی که ادعای « زنانگی» به دلیل ، به کلمه و به معجزه احتیاج ندارد ؟
آماندای من! چه کسی ؟
آماندی من! بگو - و به درشتی - و از آنکه هستی بی رحم تر باش،تا بگویم چه مهربان می خندی!
به درشتی- آماندا! -که هیچ آرزوئی جز به هیات سنگ محقق نمی شود و به روشنی... تا بگویم که چه روشن می خندی!
آماندا! آماندا! اینجا، غلظت سنگین خون ،در اندام بی قرار عاصی ، تا سر حد کدام واقعه روی خط لکنت زبان زنگ می زند؟
آماندا!
آماندای من !
آماندای برهوت!
آیا کسی به تو تجاوز کرده است؟